الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

45

الغدير ( فارسي )

واگذاشت . و در روايت طبرى از واقدى از اسامة بن زيد از ابن كعب مىخوانيم كه چون عثمان ، عبد اللَّه بن سعد را به افريقيه فرستاد مبلغى كه بطريق افريقيه ( جرجير ) با پرداخت آن با ايشان مصالحه كرد ( 000 / 520 / 2 ) دينار بود پس شاه روم نيز پيكى بفرستاد و بفرمود تا همانگونه كه عبد اللَّه بن سعد از ايشان گرفته بود او هم 300 قنطار ( 1 ) پول از آنان بگيرد - تا آن جا كه مىگويد : مبلغى كه عبد اللَّه بن سعد با گرفتن آن با ايشان مصالحه كرد 300 قنطار طلا بود كه عثمان دستور داد آن را به خاندان حكم دادند . گفتم : يا به مروان ؟ گفت : نمىدانم . و ابن اثير در الكامل 3 / 38 مىنويسد : خمس افريقيه را به مدينه حمل كردند و مروان آن را به ( 500000 ) دينار طلا بخريد و عثمان آن را از غنائم بكاست و اين از آن عيبها بود كه بر او گرفته شد و اين نيكوتر سخنى است كه درباره ى خمس افريقيه گفته شد زيرا بعضى از مردم گويند عثمان خمس افريقيه را به عبد اللَّه بن سعد بخشيد و برخى گويند آن را به مروان حكم بخشيد و با اين تفصيل ظاهر مىشود كه خمس غنائم جنگ اول را به عبد اللَّه بخشيده و خمس غنائم جنگ دوم را - كه در طى آن تمامى افريقيه فتح شد - به مروان بخشيد و خدا داناتر است . و بلاذرى و ابن سعد آورده‌اند كه عثمان سند مالكيت يك پنجم از غنائم مصر را به مروان بخشيد و خويشانش را ثروت بخشيد و اين كار خود را با تأويلهائى همان صله اى دانست كه خدا دستور آن را داده است و خود مالها بر گرفت و از بيت المال قرض گرفت و گفت ابو بكر و عمر آن چه را از اين اموال ، مال ايشان بود رها كردند و من آن را بر گرفتم و ميان خويشانم بخش كردم . و مردم اين كار را بر او ناپسند شمردند ( 2 ) و بلاذرى در الانساب 5 / 28 از طريق واقدى آورده است كه ام بكر بنت مسور گفت : چون مروان خانه ى خود را در مدينه بساخت مردم را به سور آن دعوت كرد

--> ( 1 ) مقدار يك پوست گاو پر از طلا و نقره يا يك صد پيمانه از آن يا هزار دينار يا هشتاد هزار دينار يا هفتاد هزار دينار يا هزار اوقيه يا چهل از آن . ( 2 ) طبقات ابن سعد 3 / 44 چاپ ليدن ، انساب بلاذرى 5 / 25 .